السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

381

تفسير الميزان ( فارسي )

باشد ، و تنها احتمال آن را بدهد همين احتمال كه ممكن است قيامت راست باشد ، و خداى تعالى در آن روز عظيم مردم را بدانچه كرده‌اند مؤاخذه كند ، كافى است كه او را از كمفروشى باز بدارد . ولى بعضى « 1 » از مفسرين گفته‌اند : كلمه « ظن » در اينجا به معناى يقين است . * ( « يَوْمَ يَقُومُ النَّاسُ لِرَبِّ الْعالَمِينَ » ) * مراد از « روزى كه مردم براى رب العالمين به پا مىخيزند » ، روز قيامت است كه سر از قبرها بر مىآورند ، و اين تعبير كنايه است از اينكه بعد از مردن دوباره زنده مىشوند تا خدا در بين آنان حكم و داورى كند . * ( « كَلَّا إِنَّ كِتابَ الفُجَّارِ لَفِي سِجِّينٍ وَما أَدْراكَ ما سِجِّينٌ كِتابٌ مَرْقُومٌ وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبِينَ » ) * اين آيه - به طورى كه بعضى « 2 » ها گفته‌اند - ردع و انكار عمل زشت كمفروشى و غفلت از روز بعث و حساب است . * ( « إِنَّ كِتابَ الفُجَّارِ لَفِي سِجِّينٍ . . . » ) * - بطورى كه دقت در سياق اين چهار آيه و مقايسه آنها با يكديگر ، و نيز آنچه از مقايسه مجموع اين چهار آيه با مجموع چهار آيه اى كه با جمله * ( « كَلَّا إِنَّ كِتابَ الأَبْرارِ . . . » ) * شروع مىشود آنچه به دست مىآيد اين است كه : مراد از كلمه « سجين » چيزى است كه مقابل و مخالف « عليين » باشد ، و چون معناى عليين علو روى علو ديگر و يا به عبارتى علو دو چندان است ، معلوم مىشود منظور از سجين هم سفلى روى سفلاى ديگر ، و يا به عبارتى پستى دو چندان و گرفتارى در چنان پستى است ، هم چنان كه آيه « ثُمَّ رَدَدْناه أَسْفَلَ سافِلِينَ » « 3 » بدان اشاره مىكند ، پس از هر معنا نزديكتر به ذهن اين است كه اين كلمه مبالغه در « سجن - حبس » باشد ، هم چنان كه كلمه « سكير » و « شريب » مبالغه در « سكر - مستى » و « شرب - نوشيدن » است ، در نتيجه معناى آيه - همانطور كه ديگران هم گفته‌اند - اين است كه كتاب فجار در حبس و زندانى است كه هر كس در آن بيفتد بيرون شدن برايش نيست . كلمه « كتاب » به معناى مكتوب است ، آن هم نه از كتابت به معناى قلم دست گرفتن و در كاغذ نوشتن ، بلكه از كتابت به معناى قضاى حتمى است ، و منظور از « كتاب

--> ( 1 ) روح المعانى ، ج 30 ، ص 70 . ( 2 ) روح المعانى ، ج 30 ، ص 71 . ( 3 ) سپس او را به پايينترين مرحله بازگردانديم . سوره تين ، آيه 5 .